چند روزي است نميدانم عصباني هستم يا خوشحال در باره بعضي مسايل كه خيلي تلخ است با همه صحبت ميكنم ولي همه ميخندند ولي به نظر من اصلا خنده دار نيست چرا كسي من را جدي نميگيره دارم ديونه ميشم!بايد يك نفر را پيدا كنم كه من را نشناسه بشينم پيشش يك كم غر بزنم اون هم من را دلداره نده چون حالم از دلداري بهم ميخوره فقط گوش بده و نخنده! اصلا هم كار سختي نيست اين كه يك نفر به آدم توهين ميكنه از اينكه ما تو نمايشگاهي كه به اسم هفته نامه ماست غرفه نداريم نخنده! به اينكه سازمان خبرنگار خودش را از نمايشگاه بيرون ميكنه نخنده! به اينكه همه جا ميشينند و مي گويند كه ما به شهر ورزش غرفه داديم و حتي ما يك صندلي هم در نمايشگاه نداريم كه بشينيم نخنده! به اينكه پيست كارتينگ نمايشگاه فقط 5قدم است نخنده به اينكه ما بايد در گزارش توصيفي كارتينگ بايد بنويسيم كه عاشقان سرعت بشتابيد نخنده! به اينكه سالن بازي راه انداختند ولي سيستم تهويه ندارد نخنده! به اينكه پينت بال گذاشتن ولي لباس پينت بال براي بازي نميدن و مردم خوني و مالي از پينت بال بيرون ميآيند نخنده آقا نخند گريه كن چون براي همه اينها بودجه گرفته اند و من بدبخت بايد گزارش بنويسم و از همه اينها تعريف كنم !
پ ن :فكر كنم زندگي بهم خيلي فشار آورده آخ!!!
پ ن: اگر دوست داشتي بخند ولي نظر نده كه وبلاگ قشنگي داري به من هم سر بزن
با اينكه چند ساعت بيشتر نيست كه از پيش ما رفتي و با اينكه از رفتند هيچ كس شوكه نشد٬ ولي نميدانم چرا دلم برايت تنگ شده آخرين بار كه ديدمت اينقدر حرف براي گفتن داشتم كه سكوت كردم و چيزي نتوانستم به زبان بياورم ولي جاي بوسه ات بر روي گونه ام را هنوز هم احساس ميكنم
با اينكه زياد مرا ... ولي دلم براي اخم كردن هايت هم تنگ شده است
ساعاتي ديگر تو را به خاك خواهند سپرد
همه خوابند يا بهتر بگويم بعد از كلي فكر و خستگي خوابشان برد ولي من در اين نيمه شب دلم براي خر و پف شبانه ات هم تنگ شده است!
با اينكه خيلي كم خانه ما ميآمدي ولي پلور و خانه كوچكمان خيلي وقت است كه دلش برايت تنگ شده است همه سعي ميكنند خود را ناراحت نشان ندهند ولي از سرخي چهره خشايار و خون آلود بودن چشمان داداشي معلوم است كه همه دلشان براي تو تنگ شده است
فردا خورشيد سر بيرون ميآورد و ديگر تو را در حال قدم زدن و ورزش كردن نمي بيند شايد خورشيد هم دلش براي ورزش كردن تو تنگ شود
خدا حافظ مامان بزرگ
پ ن: اگر اشتباه نوشتم بگذاريد به حساب خواب آلودگي و ناراحتي
پ ن2: اميدوارم مامان بزرگ آن دنيا اينترنت داشته باشد
پ ن:ما هم هر چند وقت يكبار سر كار ميرويم!
پ ن: مرديم از بدن درد خماري آي... دستانمان بر روي صفحه كيبورد جا به جا نميشود

پ ن:عاشق رقص تارانتينو روي فرش قرمز كن شدم

پ ن: خواستم مطلب طنزي بنويسم ديدم كه هيچ چيز بامزه تر از اين تيتر نيست!
پ ن: وقتي كه خواستم اطلاعاتي در باره اين كشور به شما بدهم به موتورهاي جستجو گر سر زدم ولي هرچه جستجو كردم تنها مورد يافت شده سفر آنان به ايران است و در ويكي پديا هم هيچ اطلاعاتي از اين كشور نيست من واقعا كم آوردم يعني به غير از سفر اين كشور به ايران در موتور جستجو گر (google/yahoo/msn) هيچ خبر ديگري در دست نميباشد هيچ تصويري هم يافت نميشود واقع بايد تبريك گفت در پيدا كردن اين كشور!
پ ن: حضور دولت عدالت محور موجب تقويت اطلاعات جغرافيايي مردم جهان شده است و توجه جامعه جهاني را به كره زمين بيشتر كرده است كه آقا اين كه روي كره زمين است شبه جزاير قمر است آب دهان كودك دلبند شما نيست يا اين يكي سنت وينسنت وگرنادنيس است و پوست تخمه توف شده مهمانان شب عيد نيست!
پ ن: در حالي كه كشورهاي دشمن در حال كشف سيارات و كهكشانهاي جديد هستند و اندكي سر به هوا گشته اند ما همچنان سربه زير دايما درحال كشف كشورهاي دوست و برادر هستيم!
پ ن: هربار كه به آلبوم آخر حسين عليزاده گوش ميدهم اشك از ديدگانم جاري ميشود
پ ن2: ميدانم كه اين هم از نقشههاي آن غذا ملعون است ولي چه كنم كه دربرابر استاد ناتوانم و اشك لذت(البته اگر مشكل شرعي نداشته باشد) ميريزم!
آقاي شماره 2: نه بابا يكي از فاميلهاي ما از اين راه رفته و جواب هم گرفته از اين راه برو راه جديد رو ميرم كمي طولاني تر و اميد بخش تر است چون تا حالا كسي حرف نه نياورده همينجور دارم ميرم واي خدا فكر كنم كه درست شد ايول حله ديگه خدايا شكرت ... نه اين هم جواب نداد نميشه!
آقاي شماره 3: نه بابا غلط كرد(خطاب به آقاي شماره 2) از اين راه برو!
اين چند وقت اينقدر نا اميد شدم و دوباره اميد وار شدم كه ديگه اميد واري براي من لذتي ندارد و نا اميدي نيز من را ناراحت نميكند !
پ ن: حال ما هم خوش است و هم ناخوش راستش خودم هم نميدانم كه الان كه دارم اين پست را مينويسم خوشم يا ناخوش!